گفتمش دل می خری؟؟؟؟پرسید چند؟؟؟گفتمش دل مال تو تنها بخند...خنده کرد و دل ز دستانم ربود...تا به خود باز آمدم او رفته بود...دل ز دستش روی خاک افتاده بود...جای پایش روی دل جا مانده بود...
Tuesday, December 5, 2006
سکوت عشق
سکوتم را به باران هدیه کردم
تمام زندگی را گریه کردم
نبودی در فراق شانه هایت
به هر خاکی رسیدم تکیه کردم
تمام زندگی را گریه کردم
نبودی در فراق شانه هایت
به هر خاکی رسیدم تکیه کردم
Friday, December 1, 2006
شب بی تو بودن
دعای مناجات
بار الهی آنکه در تنهاترین تنهاییم تنها کسم تنهای تنهایم گذاشت ای خدا به حق تنهاییت درتنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نگذار
ببخشید ببخشید ببخشید ببخشید ببخشید
ببخشید که قسمت جک ها به هم چسبید . دیگه هم حوصلم نشد درستش کنم...
واما یک داستان جالب
عاشقی و دیوانگی
یه روز دیوونه و عاشق و دروغ تصمیم می گیرند با هم قایم موشک بازی کنند...اول نوبت دیوونه می شه که چشم بگذاره.بعد از شمارش اعداد می ره تا دنبال دو تای دیگه بگرده...اول از همه دروغ رو پیدا می کنه. بعدش می گرده دنبال عاشق...دروغ می دونست که عاشق وسط بوته ی گل رز قایم شده...اون جای عاشق رو به دیوونه گفت... دیوونه هم واسه اذیت چوبی برداشت و کرد توی بوته گل رز.اون چوب رومحکم به بدن عاشق می زد . عاشق چند بار از درد صدا زد مثل این که تیغ های گل رز رفته بود تو ی بدن عاشق.عاشق بعد از چند لحظه با آخ و ناله بیرون اومد. تیغ های گل رز رفته بود توی چشمهای عاشق و اون رو کور کرده بود.دیوونه خیلی از کارش ناراحت شده بود و هر طور می تونست می خواست جبران کنه...واسه همین به عاشق گفت واسه جبران کارم چی کار کنم؟؟؟؟عاشق هم گفت تو منو کور کردی حالا هم باید تا آخر عمر دست منو بگیری و راهنمای راه من شی...دیوونه هم قبول کرد.از اون موقع تا حالا واسه همینه که عاشقی با دیوونگی همراهه
جک حالا رسیدیم به بخش جک های این هفته . امیدوارم شادتون بکنه: رشتیه به زنش می گه:عزیزم خوش حالم که مادر شدی...زنش می گه ان شاءالله تو هم یه روز پدر می شی. به اصفها نیه می گن شیرین تر از عسل چی خوردی؟؟؟؟می گه تر شی مجانی. ترکه زنگ ی زنه تا کسی تلفنی می گه ببخشید سرویس داشتید؟؟؟می گه نه . تر که می گه الآن واستون می فرستم. ترکه زنگ می زنه 118 میگه ببخشید شمهرهی غضنفر داشتید . می گه نه . تر که می گه خوب مشکلی نیست می گم بنویس...
Subscribe to:
Posts (Atom)

